مير سيد شريف راقم سمرقندى
108
تاريخ راقم ( فارسى )
شد زانوى پاى آن يگانه * موى گرهيش در ميانه و اين چند بيت نيز از اوست بيت در تمثيل زال فرهادكش بود هر چشم سبزش شيشهء زهر * ز چشم سبز او صد فتنه در دهر ز دندان خاليش بودى دهانى * چو گور كهنه در وى استخوانى زحل آمد جهان را نحس اكبر * بود خالى بر وى آن بداختر دو شاخ آمد دو پايش درد و غمزا * درى بگشاده دهليز عدم را و اين چند بيت از تيمورنامه است كه در مدت چهل سال به اتمام رسيده و اصل بيست هزار بيت بوده كه چهار هزار بيت ازو انتخاب كرده . كمان خم چو ابروى خوبان شده * ز هر گوشه غارتگر جان شده كله خودها گشته گلگون هَمَه * چو دلهاى عشاق پر خون هَمَه نه در قتل كس نيزهها منفعل * چو بالا بلندان بيرحم دل از زمان سلطان حسين ميرزا تا ايام سلطنت شاه اسماعيل در قيد حيات بوده و به نام شاه اسماعيل مثنوى اختيار كرده كه مثنوى به اتمام نرسيده ديباچهء عمرش به اختتام انجاميد و اين چند بيت از آن است . مثنوى بر آن ختم شد منصب سرورى * چو بر جدّش آئين پيغمبرى همه پادشاهان شده پستِ او * چو شاهان شطرنج در دست او ز شاهان شطرنج او بيشكى * بود شاه بهرام چوبين يكى تاريخ وفات شيرين خواجه در عهد سلطنت عبد الله خان شيرين خواجه كه تلخيهاى روزگار در تدبير امور مملكت چون عقل او نجم ثانى و از روى خرد خوردهبين نزد عقلا همچون افلاطون در نكتهدانى بود در شهور 928 شربت تلخ از ساقى بىرحم اجل در كشيد . چون اكثر مصلحت